تبليغاتX
ساحل یخی

ساحل یخی

$$ غم مردان عالم،وجود نامردان است $$

 

* انا لله و انا الیه راجعون *

*

*

*

غزل جان

چه زود بار سفر بستی و مسافر منزل آخرت شدی!

چه زود غزل آخرت را سر دادی و دعوت حق را لبیک گفتی!

چه زود از میان ما پر گشودی و به دیار باقی شتافتی!

*

*

 

این ۳ -۴ جمله رو  از دهن دوستم شنیدم که سر مزارم توی خوابم میگفت

البته متنش طولانی تر بود منتها من فقط این چند خط توی ذهنم موند!

از اول تعریف میکنم:

دیروز(سه شنبه)  رفته بودم دانشگاه که با دوستام برای ارشد درس بخونیم و مثلا" به آمادگی لازم برسیم که توی این ۲-۳ ماه باقیمونده بتونیم اقلا" ۴ خط مفید بخونیم و تست ها رو استاد کنیم

گاغا =گروه آموزشی غزل اینا

خلاصه غروب خسته و کوفته و ملول برگشتم خونه و از فرط خستگی بیهوش شدم و نفهمیدم اصلا" چه طور شد که خوابیدم

احتمالا" اول خوابیدم بعد سرمو گذاشتم روی بالش

خواب که بودم ظاهرا" واسه خودم خوابهایی دیدم

توی خوابم انگار من مرده بودم و اون چند خط رو که یکی از دوستام سر مزارم میگفت رو میشنیدم ولی نمیتونستم درک کنم که یعنی چی؟!

خوشبختانه یا متاسفانه یهو با صدای زنگ تلفن از خواب پریدم و فقط اون چند خط از اون متن یادم موند چون آخرای اون متنه بود

حالا نمیدونم من رفتنیم یا موندنیم

ولی میگن بادمجون بم آفت نداره

اصلا" به نظر شما این خواب چه معنی ای داشت؟

اصلا" معنی داشت یا از این خواب الکیها بود؟

خلاصه که غزل،غزل آخرت را سر داد

در هر صورت از همه ی شما میخوام که هر  بدی و خوبی (که ندیدین) که دیدین خلاصه حلالم کنیم

ولی من به این زودی نمیمیرم هاااا گفته باشم

یه شعر هم آخر مینویسم البته شاعرش رو نمیدونم کیه به عبارتی همون لا ادریه

آدما از جنس برگن

گاهی پاییزن و سردن

زمستون دیده نمیشن

تابستون سایبون سبزن

آدما خیلی قشنگن

حیف که هر لحظه یه رنگن!!!

پ.ن: بلاگفا دوباره قاطی کرده و به قول خودش امکان درج نظر وجود نداره

من عذرخواهی میکنم که نشد به دوستان اطلاع بدم  ولی ناامید نمیشم چندبار امتحان میکنم ان شا الله که بشه ولی اگه نشد خبرتون کنم دیگه ببخشید!

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت2:42توسط غزل | |