تبليغاتX
ساحل یخی

ساحل یخی

$$ غم مردان عالم،وجود نامردان است $$

 

سلام به همه ی دوستان گل و بلبل و شاد و شنگول خودم

قضیه ی آپ امروز از اینجایی شروع شد که من مشغول حل کردن جدول بودم و همینطور که برای خودم سوالها رو بلند میخوندم جوابش هم بلند میگفتم و مینوشتم

یه سوالی بود نوشته بود:اهل ری ! (همین شهر ری هاااااا)  من هم این سوالو خوندم بعد گفتم خوب میشه ریوی میخواستم بنویسم ریوی که صدای خنده ی بابامو شنیدم!!

گفتم به چی میخندی؟ گفت ریوی چیه آخه!! گفتم خوب آره دیگه !!

مگه اهل ایران نمیشه ایرانی؟ اهل کره نمیشه کروی؟ خوب پس اهل ری هم میشه ریوی دیگه!!!

بابام خندید گفت نه این جریان داره!!گفتم چه جریانی؟

بعد گفت اهل ری میشه رازی!!!! گفتم چیییی میگیییییییییی!!

گفتم چه ربطی داره؟بعد بابام جریانشو بدین صورت تعریف کرد:

ری و رازی ۲ برادر بودن (رازی همین محمد بن زکریای رازیه خودمونه هاااااا) که شهر ری رو کشف میکنن(حالا کشف میکنن یا میسازن رو خودتون با هم کنار بیاین) ،بعد این ری میگه باید اسم شهر رو بزاریم ری و رازی میگه نه خیر باید بزاریم رازی!!

خلاصه جرو بحث بالا میگیره و تصمیم میگیرن که برن پیش حاکم زمان!!

حاکم میگه خوب یه کاری میکنیم: اسم شهر به نام ری نامگذاری بشه و نسبتش به نام رازی !!

بعد ری و رازی هم که میبینن حرف خوب و منطقی ایه قبول میکنن و روی همو میبوسن و دست برادری به هم میدن و میرن (البته این تیکه ی آخرشو خودم رومانتیکش کردم)

از اون زمان تا حالا  کسی که اهل ری باشه بهش میگن رازی!!!

بعد بابام گفت حالا متوجه شدی جریان چی بود؟

گفتم جل الخالق!! آدم نمیره چه چیزا میشنوه و میبینه

بعد اندکی با خودم اندیشیدم و به این نتیجه رسیدم که بیام همینو آپ کنم

البته شاید عده ای از شما میدونستین که اهل ری میشه رازی ولی اگر هم نمیدونستین خوب حالا دیگه میدونین

خواستم مثلا" جنبه ی اطلاع رسانی وبلاگمو ببرم بالا

خوب همین دیگه!!!

مثل همیشه میگم:

دلتون خوش و لبتون خندون         

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت16:37توسط غزل | |