تبليغاتX
ساحل یخی

ساحل یخی

$$ غم مردان عالم،وجود نامردان است $$

ای جااااااااااااااااااااااان ....... چیه ؟ ......... نباید می اومدم؟ .............. ناراحتی؟ ........ پس چی؟ ....... آّها اینکه خودم گفتم اینجا با تو  درد دل نمیکنم رو میگی؟ ......... با خودم گفتم من که همیشه با خدا حرف میزنم چرا توی ماه خودش با خدا حرف نزنم؟ ......... برای همین این دفعه هم میخوام با تو صحبت کنم............. اشکالی داره؟ ........ ناراحت شدی؟ ........ میدونم شوخی کردم تو که ناراحت نمیشی بنده ات با تو صحبت کنه!!!

خوب چطوری؟......... ماه رمضونه دیگه بنده هات حسابی دارن با تو عشق میکنن ........ دوباره چی شد؟ ........ ای وای ببخشید سلاااااااااااااااااااااااام ........ اینقدر شوق حضورت قشنگه که یادم رفت ..... شرمنده ......... سلام!

سلام به تو ای خدای خوبم،سلام به تو ای وجودم،سلام به تو ای نفسم،سلام به تو ای عشق من !!

خدا جونم میخوام کمکم کنی تا این ماه پاک پاک بشم،میخوام وقتی این ماه تموم شد به خودم لعن و نفرین نفرستم که چرا این موقعیت رو از دست دادم..... میخوام خوب باشم ...... میخوام همه ی کارهام ردیف باشه ...... بذار راحت بگم میخوام آدم بشم !!!!!!!

خدای خوبم اگه این ماه پاک نشم نمیدونم تا سال دیگه چه اتفاقی میفته؟ .......نمیدونم تا سال دیگه ماه رمضون زنده میمونم یا نه؟......... آخه بعضی ها سال قبل بودن ولی امسال دیگه نیستن .... من هم امسال هستم ولی چه تضمینی هست که سال دیگه هم باشم؟ ......

خدایا تو رو به این ماه عزیز،تو رو به حرمت روزه دار های واقعی،تو رو به برکت سفره ی افطار،تو رو به وقت اذان، تو رو به مناجاتهای شبانه،تو رو به عشق بازی بنده هات با خودت، تو رو حرمت نفس روزه دار،تو رو به خودت قسمت میدم، قسمت میدم که نذاری این ماه رو آسون از دست بدم!!!

گاهی وقتها که به بعضی ها نگاه میکنم با خودم میگم واقعا" اسم روزه ی من هم روزه است؟ .... اینکه فقط نخورم و نیاشامم شد کار؟ ..... بعضی وقتها اینقدر موقع افطارو شام و سحری میخوریم که اصلا" نمیفهمیم گرسنگی و تشنگی چیه؟...... غافل از اینکه روزه میگیریم که اقلا" بفهمیم گرسنگی و تشنگی چه طعمی داره؟!

خدای مهربونم من روزه ی خالص نمیگیرم ولی خودت شاهدی که میخوام خالص باشم، خودت کمکم کن تا بتونم ،کمکم کن که بتونم پاک بشم!!!!!!!

خدایا یادته؟ ........ یادته کوچیک بودم .......... یادته چقدر پاک بودم؟ ......... یادته چقدر کارم درست بود؟ ......... یادته با اینکه کوچیک بودم ولی چقدر بزرگ بودم ،یادته قلبم چه صاف بود؟ ....... یادته اصلا" نمیدونستم دروغ چیه؟........ یادته اصلا" نمیفهمیدم فریب چیه؟ ...... یادته اصلا" معنی حقه بازی رو نمیدونستم؟ ........ یادته؟ ..... یادته؟ ...........

اما الآن چی؟ ......... الآن هم خوب میدونم دروغ چیه هم معنی فریب رو فهمیدم ......... هم هزاران فرسنگ از اونی که بودم فاصله گرفتم !!!!

خداااااااااااااااااااااااااا! چرا وقتی کوچیکیم دلمون دریاییه ولی وقتی بزرگ میشیم دلمون میشه اندازه ی برکه یا مرداب؟ ......... چرا جای صداقت رو دروغ میگیره؟ ....... چرا جای محبت رو کینه میگیره؟ ...... چرا جای عشق رو هوس میگیره ؟ ........ چرا وقتی بزرگ میشیم هیچ چی سر جای خودش نیست؟.......... چرااااااااا؟ .........

خدای عزیزم من دلم برای خود کوچیکم تنگ شده،دلم برای صداقت دوران بچگی تنگ شده...... دلم برای یک رنگیه دوران کودکی تنگ شده........ دلم برای محبتهای خالصانه ی دوران پاک کودکی تنگ شده ..............

خدایا کمکم کن من اون پاکی و اون صداقت رو دوباره بدست بیارم ...... نمیدونم سال دیگه این موقع کجا هستم ؟......مرده ام یا زنده؟....... میخوام اگر که نیستم پاک رفته باشم .........میخوام همه ی چرکهای قلبم و روحم همینجا بمونه و خودم با پاکی و صداقت از این ماه خارج شم و همونطور هم بمونم!!

عذابهای این دنیا هر چقدر هم سنگین باشه تموم میشه ولی عذابهای اون دنیا چی؟....... من حاضرم اینجا عذاب بکشم ولی از عذاب اون دنیا من رو معاف کنی .........من حاضرم این دنیا سختی بکشم و عذاب ببینم ولی پاک پاک شم و راحت برم !!!

خدای خوبم یه خواهشی دارم ......... بگم ؟ .......... باشه ....... پس گوش کن:

خدایا تو رو خدا تا پاک پاک نشدم

من رو از این دنیا نبر!!!!!!!!!!!ا

 

+نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت16:27توسط غزل | |