تبليغاتX
ساحل یخی

ساحل یخی

$$ غم مردان عالم،وجود نامردان است $$

گفتمش دل می خری؟

پرسید چند؟؟!!

گفتمش دل مال تو تنها بخند

خندید و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز امدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود!!!!!!!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت16:41توسط غزل | |

بودنم را هیچکس باور نداشت

هیچکس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیده است در این گور سرد

بودنش را هیچکس باور نداشت

..... بر سنگ مزارم بنویسید

شیشه بود

از این نظر که سراسر شکسته بود!

پاک بود

چون چشمهایش همیشه از اشک شسته بود!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت16:35توسط غزل | |

من به مردن راضیم

لکن نمی اید اجل

بخت بد بین کز اجل هم

ناز می باید کشید!!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت16:27توسط غزل | |

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد اهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم اسمان هر کجا ایا همین رنگ است!!!!!!!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت16:23توسط غزل | |

 

 تک درختی در کویرم

ارزو دارم بمیرم

اینقدر دلتنگ و دلگیرم

که روز مرگ خود را جشن می گیرم

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت16:17توسط غزل | |